بررسی تطبیقی سبک زندگی ایرانی -  اسلامی  با  سبک زندگی غربی

احمد  زیارانی

چکیده:

سبک زندگی ایرانی اسلامی با سبک زندگی غربی تفاوت ماهوی دارد. سبک زندگی ایرانی اسلامی مبتنی بر آموزه های وحیانی و تعالیم الهی انبیاء می باشد و هدف آن رشد و تعالی معنوی و مادی فرد و جامعه    می باشد و مبنای این سبک زندگی ، خدا و اطاعت از دستورات الهی می باشد. اما در سبک زندگی غربی، مبنا لذت جویی و منفعت طلبی بشر است و منبع قانونگذاری برای رسیدن به این هدف ، تفکرات تک بعدی انسانی با تاکید بر جنبه مادی او می باشد. سبک زندگی ایرانی اسلامی با تأکید بر منابع غنی قرآن و سیره معصومین علیهم السلام و بهره گیری از تمدن کهن ایرانی،  بهترین روش برای زندگی سعادتمندانه می باشد. در این تحقیق با استفاده از روش کتابخوانی و مراجعه به متون دینی و ارزش های اسلامی و ارزش های حاکم بر غرب، آنها با هم مقایسه شده و نقاط قوت و ضعف آنها احصا می شود.

کلید واژه: سبک زندگی، ایرانی ، اسلامی، غربی

مقدمه:

انسان برای زندگی روش های مختلفی را می تواند انتخاب کند، اما برای اینکه بدانیم کدامین روش زندگی بهتر است باید بدانیم هدف ما در زندگی چیست تا طبق آن هدف روش زندگی مشخص گردد. آیا انسان خود می تواند برای زندگی روشی را تعریف کند و طبق آن زندگی کند یا خیر؟ با توجه به اینکه خداوند خالق انسان است آگاه تر از خود انسان به ابعاد مختلف وجود او می باشد. خدایی که دلسوزتر از هر کسی برای انسان است و از خلقت انسان هدف مشخصی داشته، انسان را بدون برنامه رها نکرده که طبق میل خود زندگی اش را تعیین کند. بنابراین بهترین روش برای انسان روشی است که خداوند توسط پیامبران الهی تعیین کرده است و با توجه به اینکه دین اسلام کاملترین دین و پیامبر اسلام (ص) ، اعظم پیامبران است در می یابیم که روشی که اسلام برای زندگی تعیین کرده ، بهترین روش است و الگوی نمونه ، برای همه مردم طبق آیه قرآن خود شخص پیامبر اعظم (ص) می باشند. همانطور که در زیارت عاشورا نیز به این معنا اشاره شده است که « خدایا زندگی مرا زندگی محمد و آل محمد (ص) قرار بده » (1  ) بنابراین بهترین سبک زندگی برای هر انسانی در هر زمانی ، سبکی است که اسلام ارائه می نماید.

ایران با سابقه تمدن چند هزار ساله ، نقش مهمی در پیشبرد اهداف اسلام داشته است. از جمله امام صادق  ( علیه السلام) در تفسیر آیه 38 سوره محمد (ص) فرموده اند:« این امر (پشت کردن مردم عرب بر قرآن ) تحقق پیدا کرد و خداوند به جای آنها موالی یعنی ایرانیان را فرستاد و آنها از جان و دل اسلام را پذیرفتند.» (2) نمونه بارز  ایرانی پیشتاز در اسلام ، حضرت سلمان (ع) هستند که بعد از معصومین (ع) در میان اصحاب پیامبر (ص) ، بالاترین مقام معنوی را داشتند. در بین مردم ایران سنت های پسندیده ای وجود دارد که مورد تأیید اسلام هم می باشد؛ مانند دید و بازدید مردم در ایام نوروز که مطابق برنامه صله رحم در اسلام می باشد. 

تلفیق فرهنگ غنی اسلامی های متکی به وحی الهی با سنت های مترقی و متمدنانه ایرانی ، سبکی از زندگی اسلامی ایرانی ارائه می دهد که می تواند الگوی جهانیان قرار گیرد. دین مبین اسلام و تمدن ایرانی در پیشرفت یکدیگر ، خدمات متقابلی داشته اند، و  « به همان نسبت که اسلام یک دین همه جانبه است و بر جنبه های مختلف حیات بشری سیطره دارد ، خدمات ایرانیان به اسلام نیز وسیع و گسترده و همه جانبه است ... اولین خدمتی که باید از آن نام برد ، خدمت تمدن کهن ایرانی به تمدن جوان اسلامی است .» (3)

سبک به معنای طرز خاصی از نظم و نثر بوده که در اصطلاح روش خاص ادراک و بیان افکار، به وسیله ترکیب و طرز تعبیر است (4). «سبک زندگی ناظر به مسائلی است که متن زندگی انسان را در دنیا شکل می دهد. به عبارتی، وقتی از چگونگی زیستن مؤمنانه سخن می گویند، تمام مسائلی را که آدمی در متن زندگی با آن مواجه است، باید مدنظر قرار داد» (5). اسلام برای جزئی ترین امور زندگی هم برنامه و آدابی دارد که رعایت آنها  به مصلحت دنیا و آخرت انسان می باشد و این دیدگاه طبق جهان بینی الهی می باشد. اما در سبک زندگی غربی تنها چیزی که برای استخراج روش زندگی مورد استفاده قرار می گیرد تفکرات انسان می باشد که خدا در تفکر او نقش چندانی ندارد و محور تفکرات در جهان بینی او انسان می باشد و هدف، لذت بردن انسان و در واقع طرح ریزی زندگی حیوانی است. در این تفکر انسان  مانند حیوان درنظر گرفته می شود که تلاش می شود بیشترین بهره را از زندگی دنیوی خود ببرد. معنویت، و منبع عظیم وحی الهی و آموزه های دینی در این تفکر در حاشیه قرار دارد و در حد یک سنت اجتماعی، کوچک شمرده می شود و هدف اصلی، انسان است و خواسته های مادی او. در مجموع می توان سبک زندگی در جامعه انسانی را در دو بخش کلی فردی و اجتماعی بررسی کرد. در بخش فردی به مباحثی در زمینه تغذیه و  پوشش و خواب پرداخته می شود و در بخش اجتماعی به موضوعاتی مانند اخلاق معاشرت و ارتباط با دیگران پرداخته می شود.

تحقیق قبلی با عنوان این مقاله مشاهده نشده است ، اما در موضوعات مرتبط با آن تحقیق صورت گرفته است. در این تحقیق سبک زندگی ایرانی اسلامی مورد بررسی قرار می گیرد و با سبک زندگی غربی مقایسه     می شود . در این تحقیق  از روش کتابخوانی استفاده شده است و  به کتابهای مختلف مرتبط با موضوع  مراجعه شده است و  به آیات قرآن و احادیث اهل بیت و نظرات علما استناد گردیده است.

الف) سبک زندگی از جهت اجتماعی :

سبک زندگی از جهت اجتماعی گستره وسیعی را در برمی گیرد ، که در اینجا به چند بحث مهم آن پرداخته می شود.

1-    ارتباط فرد با جامعه:

جامعه انسانی از منظر اسلام به منزله یک کشتی است که سعادت و شقاوت فرد و جامعه به هم مرتبط می باشد و فرد در این تفکرات نمی تواند بگوید که من کار خودم را انجام می دهم و به جامعه کاری ندارم و آنچه که در جامعه مثل شده است که عیسی به دین خود، موسی به دین خود در تفکر الهی جایی ندارد و اعضای جامعه مانند اعضای یک پیکرند که درد یک عضو باعث به درد آمدن کل پیکر می گردد. در روایات اسلامی آمده است که « اصحاب پیامبر اعظم (ص) پیش از جدا شدن از هم سوره والعصر را می خواندند و یکدیگر را به حق و صبر سفارش می کردند.» (6). در شرع مقدس امر به معروف و نهی از منکر یک فریضه بسیار مهم شمرده شده است که فرایض دیگر به وسیله آن اقامه می شوند و عظمتی دارد که فرایض دیگر در برابر  آن بسیار کوچک می باشند. مقام معظم رهبری هم بر تذکر لسانی تاکید ویژه دارند و از     بی توجهی به مفاسد اجتماعی نهی کرده اند. اگر فردی در جامعه تخلفی کرد افراد پشت سر هم به او تذکر دهند آن هم تذکری با زبان نرم، یا فرد متخلف از این تذکرات تاثیر می پذیرد و رفتار خود را اصلاح      می کند یا به خاطر تذکرات مکرر به اجبار دست از تخلف خود برمی دارد. اگر امر به معروف و نهی از منکر در مورد قوانین اجتماعی هم جابیفتد و افراد خلاف قانون را خلاف شرع بدانند و به متخلفان تذکر دهند کمتر شاهد تخلفات اجتماعی خواهیم بود.

 در تفکر غربی فرد در پی منفعت زودگذر خود می باشد و کاری به دیگران ندارد. اگر دو نفر در وسط خیابان  با هم در گیر شوند و یمدیگر را در حد کشتن هم بزنند ،  دیگران با بی اعتنایی از کنار آن رد می شوند و بزرگترین عکس العمل آنها گفتن کلمه « آه » می باشد. موارد متعددی از این موارد در جوامع غربی مشاهد شده  ، از جمله موردی که یک ایرانی در انگلیس توسط یک نژادپرست به آتش کشیده شد و به قتل رسید و شاهدین کاری برای این فرد بی گناه ایرانی نکردند.

2- برابری و برادری:

یکسان بودن انسان ها در پیشگاه الهی، اصل مهمی است که در فرهنگ اسلامی ایرانی مورد توجه قرار می گیرد. طبق آیه قرآن "ان اکرمکم عند الله اتقاکم" (سوره حجرات آیه 13) گرامی ترین مردم در پیشگاه خدا با تقواترین مردم است در فرهنگ اسلامی و قرآنی امور ظاهری ملاک برتری نیست، خداوند متعال در قرآن می فرماید:« ای مردم ما شما را خلق کردیم از مرد و زن و شما را ملت ها و قبائل قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید و بی تردید گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. یقیناً خدا دانا و آگاه است.» (سوره مبارکه حجرات آیه 13).

در فرهنگ اسلامی جنسیت، نژاد، قومیت و ظاهر ملاک برتری نیست. در زندگی اسلامی مسلمانان با هم برادرند و رفتارشان با هم مانند رفتار دو برادر باید باشد . در فرهنگ اسلامی در نماز جماعت وزیر و وکیل و ثروتمند در کنار یا پشت سر کارگر و فقیر قرار می گیرند  و با هم نماز می خوانند و این یکسان بودن مردم است که وجدان خفته بعضی از غربی ها را بیدار می کند و با دیدن چنین صحنه هایی پی به حقانیت دین مبین اسلام می بند و مسلمان می شوند. در اسلام عرب بودن ملاک برتری نیست و سلمان فارسی که نه از قریش او نه از عرب گوی سبقت را می رباید و به مقام « منا اهل البیت » می رسد و بعد از معصومین (ع) به مقام بالاترین صحابه پیامبر (ص) دست می یابد. بلال حبشی سیاه پوست و صهیب رومی مقام بالایی نزد پیامبر (ص) داشتند ، اما ابولهب و ابوجهل که از نزدیک ترین افراد از لحاظ نسبت بودند اما در واقع مطرودترین افراد در نزد پیامبر (ص) بودند. اما در فرهنگ غربی، ملاک برتری اموری غیر واقعی و ظاهری می باشد و گاهی نژاد و قومیت ملاک برتری است. مانند رژیم صهیونیستی که خود را از نژاد برتر می داند واز نظر آنها همه افراد دنیا باید مثل حیوانات در خدمت آنان باشند و برای رسیدن به این هدف شوم، زن و کودک و پیر و جوان را می کشند ،  همانطور که در جنگ های غزه و لبنان ،کشتار فجیع مردم توسط صهیونیست ها رخ داد.همچنین در بعضی کشورها مثل انگلیس عده ای از نژادپرستان رنگ پوست و مو را ملاک برتری می دانند و هرکه سیاه پوست باشد یا موی سرش سیاه باشد ، نزد آنان تحقیر می گردد و هنوز هم در این کشورها افراد به خاطر رنگ پوست سیاه یا حتی به خاطر مسلمان بودن، مورد تحقیر و اهانت قرار می گیرند و گاهی به خاطر آن به قتل می رسند. به ویژه در کشور آمریکا که تا کنون چندین نفر از سیاهپوستان فقط به خاطر رنگ پوستشان توسط پلیس آمریکا به قتل رسیده اند که آخرین مورد آن قتل جوان سیاهپوستی به نام مایکل براون توسط پلیس در ایالت میسوری آمریکا بود ، که اعتراضات فروانی را در پی داشت، که اینها نشان دهنده عمق وجود تبعیض نژادی در فرهنگ غربی می باشد.

3 -  ازدواج

 در فرهنگ ایرانی اسلامی ، ازدواج امری مقدس است و بسیار به آن سفارش شده است ازجمله در روایتی پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: ازدواج سنت من است پس هرکس از این روش من رویگردان شود از من نخواهد بود (7). بررسی سیره معصومین (ع) به ما می آموزد که آنها در ابتدای جوانی ازدواج کرده اند. پیامبر (ص) در 25 سالگی، امام علی (ع) در 23 سالگی، امام سجاد (ع) در 19 سالگی و امام جواد (ع) در 17 سالگی ازدواج کردند (8). که نشان دهنده تاکید اسلام بر ازدواج در اوایل جوانی می باشد. طبق فتوای مراجع عظام تقلید کسی که اگر ازدواج نکند به گناه می افتد واجب است که ازدواج کند و این اهمیت دوری از گناه را می رساند ، در حالیکه در فرهنگ غربی فاصله بین بلوغ و ازدواج بسیار زیاد است و چه بسیار مفاسدی که در این فاصله اتفاق می افتد. اگر جوان زود و به موقع ازدواج کند هم از گناه جلوگیری کرده و هم به لذات دنیایی حلال رسیده و هم در آینده فاصله سنی او با فرزندانش زیاد از حد نخواهد شد و یکی از علل کاهش جمعیت همین ازدواج دیر هنگام می باشد. در فرهنگ اسلام ازدواج رفع محدودیت ها و رسیدن به بزرگترین آرزوی دنیایی یک جوان است ، اما در فرهنگ گناه آلود غرب ازدواج محدودیت و ازبین رفتن فرصت های رسیدن به لذات بی حد و حصر می باشد. در فرهنگ غربی در بحث ازدواج افراط وتفریط شده است. بعضی مثل راهبان ، ازدواج را بر خود حرام کرده اند و بعضی حد و مرز و قید و بندی برای خود در این زمینه درنظر نمی گیرند. اما اسلام دین اعتدال و میانه روی است و ازدواج  راراهی  برای رشد وتعالی معنوی و پرورش فرزندانی الهی در کانون گرم خانواده می داند.همانطور که افضل زوج های عالم ، امام علی (ع) و حضرت زهرا (س) ، همدیگر را بهترین یاری کننده در طاعت الهی یافتند و این ازدواج مقدس و ساده والهی و زود و به موقع ، باید الگوی تمام مسلمانان باشد.به علت افراط و تفریط در فرهنگ غربی معضلات زیادی در آنها به وجود آمده است. از مفاسد اخلاقی فراوانی که در بین کشیش های مسیحی به وجود آمده که آبروی کلیسا را برده است تا آمار تکان دهنده از درصد بسیار بالا از باردار شدن دختران قبل از ازدواج و خشونت و سوء استفاده جنسی از زنان و دختران. همچنین عمل شرم آور همجنس­گرایی که حتی از حیوانات هم در این زمینه پیشی گرفته اند و مثلاٌ « از نظر قانون اساسی و عرفی مردم انگلیس و بعضی دیگر از کشورهای غربی، اگر یک مرد برای زن خود هوویی از جنس زن بیاورد جایز نیست و یک عمل غیر انسانی است اما اگر هوویی از جنس مرد بیاورد عمل شرافتمندانه و انسانی و متناسب با مقتضیات قرن 21 انجام داده است.» (9).

4- اخلاق معاشرت:

یکی از مهمترین اهداف پیامبران الهی، رشد و ارتقای اخلاقی انسان ها می باشد. پیامبر گرامی اسلام (ص) با تاکید بر این مسئله می فرمایند: همانا من برای تتمیم و تکمیل خوی و رفتارهای ستوده و ارزشمند به پیامبری مبعوث شده ام (10). بر خلاف فرهنگ غربی، روح و محتوای فرهنگ دینی ما بر پایه ارتباط، صمیمیت، تعاون، همدردی و عاطفه استوار است  (11). همانطور که همه قطعات یک کالا علامت کارخانه تولید کننده آن کالا را دارد یک مسلمان هم باید هر رفتار و گفتار او تأییدیه ای از دین اسلام داشته باشد و دیگران با دیدن اعمال و رفتار او بتوانند او را الگوی عملی خود قرار دهند. در فرهنگ اسلامی مسلمان طوری با دیگران رفتار می کند که دوست دارد دیگران همانگونه با او رفتار کنند. رفتاری همراه با ارزش قائل شدن و محبت و دلسوزی اگر طبق احادیث آنچه را که برای خود دوست داریم برای دیگران هم دوست بداریم و آنچه را برای خود ناپسند می شماریم برای دیگران هم ناپسند بدانیم ، دنیا مانند بهشت  می شود و دادگاه ها تعطیل می شوند ، زیرا دیگر کسی به حقوق دیگران تعدی نمی کند و همه رعایت حقوق هم را می کنند. آنچه که حاکم بر روابط اجتماعی و خانوادگی در فرهنگ اسلامی است عبارتست از خوش اخلاقی، عفو و گذشت، بخشش ، محبت، تواضع، صبر و تحمل، تفقد ورسیدگی و ایثار و از خود گذشتگی.

در اسلام به شدت از هرچه که به روابط اجتماعی ضربه بزند نهی شده است ازجمله غیبت و تهمت و سخن چینی و تمسخر . این امر به اندازه ای مهم است که در چند آیه قرآن ، از غیبت و عیب جویی و سخن چینی و تمسخر نهی شده است. همچنین در روایات متعددی به این موضوع اشاره شده است ، از جمله امام علی (ع) فرموده اند:« ای بنده خدا در گفتن عیب کسی شتاب مکن، شاید خدایش بخشیده باشد و بر گناهان کوچک خود ایمن مباش، شاید برای آنان کیفر داده شوی! پس هرکدام از شما که به عیب کسی آگاه است به خاط آنچه که از عیب خود می داند باید از عیب جویی دیگران خودداری کند» (12). یکی از رسوم پسندیده در جامعه ایرانی ، رسیدگی به مشکلات محرومان و رفع مشکلات آنها می باشد ، که مورد تأیید اسلام نیز می باشد .

5- ارتباط با نزدیکان :

«پیوند با خویشاوندان و نیکی به آنان به ویژه پدر و مادر، از راه های مهم رشد و تعالی (در همه زمینه ها) و تقرب به خدای سبحان است که پس از ایمان به خدا از با فضیلت ترین اعمال دینی به شمار می آید و اجر و پاداش مادی و معنوی فراوانی دارد. این پیوند چنان مهم است که به اجماع عالمان شیعه بر پایه ادله سه گانه کتاب، سنت و عقل، از واجبات دینی مهم شمرده شده و برای دستیابی به آن، سفر یک ساله نیز توصیه شده است. قطع ارتباط با خویشاوندان هم نوعی پیمان شکنی با خدای سبحان به شمار می آید.» (13). در سبک زندگی ایرانی اسلامی پدر و مادر جایگاه ویژه ای دارند و خداوند متعال در قران کریم پس از امر به عبادت خدا سفارش به نیکی به پدر و مادر نموده است (سوره مبارکه بقره، آیه 82).

 طبق روایات اهل بیت علیهم السلام صله رحم آثار مادی و معنوی فراوانی دارد. از پیامبر اعظم (ص) نقل شده است:« هرکس صله رحم کند خدا او را دوست دارد و روزی وی را گسترش دهد و عمرش را فزونی بخشد و او را به بهشتی درآورد که وعده داده است .» (14). البته منظور از صله رحم تنها، رفت و آمد و سر زدن به خویشاوندان نیست بلکه کمک در ابعاد مختلف ، رفع نیاز  و خوشحال کردن آنان بیشتر مد نظر است. به ویژه در مورد خانواده در سبک زندگی اسلام سفارش های فراوانی  شده است. قرآن کریم فرزندان را از کوچکترین آزار به پدر و مادر نهی می کند و حتی از اُف گفتن هم باز می دارد (سوره مبارکه اسراء آیه 23). سفارش اسلام است که انسان حتی در هنگام نماز خواندن مستحبی هم پاسخ مادر خود را بدهد و حاجت او را برآورده کند. در سبک زندگی اسلامی ،  اطاعت از اوامر پدر و مادر واجب است مگر جایی که خلاف دین خدا باشد. احسان به والدین در قرآن بعد از عبادت و اطاعت از خدا ذکر شده است (سوره مبارکه اسراء آیه 23). پیامبر اکرم (ص) فرموده اند:« بهترین شما کسی است که برای خانواده اش بهتر باشد و من بهترین شما برای خانواده ام هستم.» (15). همچنین الگوی عملی ما در عصر حاضر علمای ربانی هستند. در این زمینه آیت الله العظمی بهجت (ره) می فرمایند:« اگر بخواهیم محیط خانواده گرم و با صفا و صمیمی باشد فقط باید صبر و استقامت و گذشت و چشم پوشی و رافت را پیشه خود کنیم تا محیط خانواده گرم و نورانی باشد.» (16). این موضوعات در جامعه ای می تواند اجرا شود که بنیان خانواده در آن محکم باشد و صله رحم به عنوان یک ارزش والا تلقی گردد . در جامعه ایرانی نیز دید و بازدید و سر زدن به دوستان و آشنایان به عنوان یک رسم پسندیده و قدیمی ، به ویژه در ایام نوروز ، از زمان های گذشته وجود داشته است .

بر خلاف سبک زندگی ایرانی اسلامی ، در سبک زندگی غربی بنیان خانواده بسیار سست می باشد ، زیرا محور خانواده در غرب منفعت طلبی و لذت جویی است و چه بسا پدر و مادری از دنیا برود و تا مدت ها فرزندان از مرگ والدین خود مطلع نشوند. خانه های سالمندان مربوط به فرهنگ غربی است نه اسلام ، که این همه برای احترام و اطاعت از والدین سفارش کرده است. در سبک زندگی غربی، خانواده جایگاه حقیقی خود را ندارد و به علل مختلف از جمله تنوع طلبی زن و مرد، هدف بودن لذت جویی، رواج فرهنگ برهنگی که از کودکی تا بزرگسالی به عنوان یک ارزش تلقی می گردد و رواج فیلم های غیر اخلاقی که به عنوان یک صنعت کثیف ولی پر درآمد در غرب مطرح شده است، خانواده به آن معنا که در سبک زندگی اسلامی وجود دارد ، در غرب آن جایگاه والا را ندارد و در چنین زندگی ای که خیانت زن و شوهر به یکدیگر به عنوان یک عرف پذیرفته شود ، دیگر جایگاه مادر و همسر برای زن و جایگاه پدر و شوهر برای مرد به عنوان یک مقام مقدس و متعالی مطرح نیست و در چنین خانواده ای چطور می توان انتظار داشت ارزشهای متعالی انسان به معنای واقعی رعایت گردد.  در بعضی از کشورهای اروپایی آمار روابط نامشروع بیشتر از روابط مشروع می باشد. در سوئد هفتاد درصد دختران پیش از ازدواج به طور نامشروع باردار شده، بچه را سقط می کنند. در نروژ نود درصد دختران کمتر از 18 سال پیش از ازدواج باردار می شوند. در آمریکا بیست درصد کودکان به طور نامشروع به دنیا می آیند. در انگلیس از هر ده کودک یکی حرامزاده است (17).  در چنین جامعه ای دیگر خانواده بنیانی سست است که اصلا قابل مقایسه با خانواده در سبک زندگی اسلامی نمی باشد ، و شرایط بحرانی ای وجود دارد که حتی در بین حیوانات هم کم نظیر می باشد. در این جوامع در اثر این رفتارها انسان ها بهتر از انسان با حیوانات انس می گیرند و همراهی خارج از عرف انسان با حیوان به عنوان یک ارزش در سبک زندگی غربی مطرح می باشد.

سبک زندگی از جهت فردی:

ارتباط با خود گستره وسیعی را در بر می گیرد ، در اینجا به صورت مختصر به چند بحث مهم و کاربردی در این زمینه اشاره می شود.

1-    پوشش:

لباس هر انسان نشان دهنده ی نوع نگرش و عقیده ی او می باشد و در اسلام آداب بسیاری در این باب وارد شده است . در کتاب شریف سنن النبی آمده است: «پیامبر خدا از لباس های سبز رنگ خوشش می آمد و بیشتر لباس های سفید بر تن می کرد. همه لباس های حضرت تا بالای قوزک پا بود و روپوشی که بالای آن می پوشید تا وسط بالای ساق پا می رسید.» (18) همچنین در احادیث از تشبه به کفار در پوشش نهی شده است.« از امام صادق (ع) نقل شده است که خدای عزوجل فرمود به پیغمبری از پیامبرانش که بگو به مومنان که نپوشند جامه های دشمنان مرا و به مسلک دشمنان من سلوک ننمایید که ایشان نیز ماندد آنا دشمنان من خواهند بود.» (19).در فرهنگ اسلامی ملاک شرع مقدس و تعالیم الهی است. پیامبر اعظم(ص) در حدیثی به امام علی (ع) فرمودند:« ای علی هر مردی از همسرش اطاعت کند خدا او را به رو در جهنم افکند. علی (ع) پرسید این چه اطاعتی است؟ فرمود: در پوشیدن لباس نازک به وی اجازه دهد.» (20) البته قبل از اسلام هم مردان ایرانی  لباس های بلند برتن می کردند و زنان هم پوشش مناسب داشتند ، حتی تا حکومت قاجار هم استفاده از لباس بلند در ایران مرسوم بود ، اما رضاخان ملعون که مجری طرح های شیطانی غرب بود باعث شد ایرانیان تا حدودی از رسم دیرینه خود جدا شوند .

اما در فرهنگ غربی خلاف فرهنگ اسلامی عمل می شود ، در فرهنگ اسلامی تمام بدن زن غیر از وجه و کفین به منزله عورت است و باید پوشیده شود اما در فرهنگ غربی می بینیم که مثلا در برنامه های رسمی شان مردها کت و شلوار پوشیده و خیلی مرتب و دارای پوشش مناسبند اما زن ها برهنه و پوشش اندکی دارند و حتی در برنامه های رسمی هم زن آزاد است که لباس های خلاف حیا بپوشند و این فرهنگ عجیب غربی از این نشأت می گیرد که با زن در فرهنگ غربی به عنوان یک کالا برخورد می گردد و به عنوان موجودی که باید کاملا در اختیار شهوت مردان قرار گیرد و حتی در عرف بعضی از غربی ها این یک زن متعلق به یک مرد باشد امری عجیب و خلاف تلقی می گردد. و این برهنگی سلاحی است در دست استعمارگران که با آن جوانان کشورهای خود و به ویژه کشورهای اسلامی را مشغول فساد و شهوت کنند تا بهتر بتوانند نقشه های شوم استعماری خود را در کشور خود و کشورهای اسلامی پیاده کنند و پایه های قدرت خود را محکمتر کنند.برخلاف فرهنگ غربی در اسلام پوشیدن هر نوع لباسی که انسان بخواهد آزاد نیست زیرا ملاک فرهنگ غربی هوای نفس انسان است و حس لذت جویی او.

 در سبک زندگی غربی که خود را از سرچشمه زلال وحی محروم کرده است ، فرهنگ اصلی ، فرهنگ برهنگی است و نتیجه این برهنگی در آمار جرم و جنایت و آزار و اذیت هایی که از طرف خود غربی ها منتشر می شود،  مشهود می باشد و این همه جنایت و فساد ناشی از دوری از فرهنگ ناب اسلام و آموزه های الهی می باشد.

2- خواب:

خواب یکی از نعمت های الهی است که با برآورده شدن و تنظیم درست این نیاز اساسی انسان ، بیداری و تلاش برای او لذت بخش می شود. انسان حدود یک سوم عمر خود را در خواب می گذارند و در اسلام سفارش های فراوانی در آداب خواب وارد شده است. در این زمینه امام رضا (ع) می فرمایند:« قدرت و سلطنت خواب، در مغز است و خواب مایه پایداری و نیرومندی جسم است.» (21)

خواندن آیه الکرسی و سوره توحید قبل از خواب، نخوابیدن با شکم پر، کم خوابیدن در شب از دیگر آدابی است که در روایات به آن اشاره شده است. در قرآن در چند مورد به کم خوابیدن در شب جهت عبادت شبانه به ویژه عبادت در سحر سفارش شده است ، از جمله در سوره مبارکه مزمل آیه 2 و سوره مبارکه ذاریات آیه 17 و 18 خداوند متعال سفارش فرموده است که در شب به عبادت پرداخته شود. خداوند متعال در آیه 9 و10 سوره مبارکه نبأ می فرماید:« ما خواب را مایه آرامش و آسایش شما و شب را پوششی برای شما  قرار دادیم.» از این آیه می توان نتیجه گرفت که صحیح نیست که انسان در شب اصلاً نخوابد و فقط در روز بخوابد ، زیرا خداوند شب تاریک را برای خواب قرار داده است. خواب در فرهنگ اسلامی فرصت استراحتی است که زمان ویژه ای  هم دارد ، برای آمادگی بیشتر جهت انجام امور روزانه و پیشرفت مادی و معنوی انسان. در روایات سفارش شده که انسان از خواب عبرت بگیرد و یاد مرگ بیفتد و بداند خواب برادر مرگ است و شب قبل از خواب اعمال روز خود را محاسبه کند و با توجه به خداوند بخوابد و اصولاٌ در اسلام می توان هر عملی را به نیت الهی و تقرب الی الله انجام داد هرچند این عمل مباح باشد.

سفارش های متعددی در روایات بر مساله کم خوابی شده است، ازجمله رسول خدا (ص) می فرمایند: «خدا سه چیز را دوست دارد: کم گویی، کم خوابی و کم خوری» (22).  البته منظور از کم خواب، بی خوابی بیش از حد که به سلامت انسان ضربه بزند نیست و آن اندازه که انسان برای فعالیت های روزانه نشاط پیدا کند، مورد نیاز انسان می باشد. و مقدار خواب هم طبق مزاج های افراد، با هم تفاوت دارد و نمی شود به همه افراد یک مدت شخصی از خواب را توصیه کرد. اما داشتن نظم در خواب و اول شب خوابیدن برای انسان مفید می باشد. در روایت دیگری از امام صادق (ع) فرموده اند: «پرخوابی دین و دنیا را از بین می برد» (23).

 اما بر خلاف این موضوع در فرهنگ غربی، فرد تا نیمه های شب پای برنامه ها و سرگرمی های بیهوده خود را مشغول می کند و از بیداری در زمان هایی که از نظر مادی و معنوی برای انسان مفید است ، مانند سحر و بین الطلوعین ، محروم می شود. همچنین برخلاف اسلام که از خواب زیاد در شب نهی شده، در فرهنگ غربی گاه تاکید می شود که خواب زیاد مورد نیاز انسان است و تأکید آنها به جنبه حیوانی انسان است ، وخواب در سبک زندگی غربی بر اساس غفلت و شهوت برنامه ریزی شده است.

3- تغذیه:

در فرهنگ اسلامی آداب فراوانی در باب تغذیه وارد شده است که مهمترین آنها تغذیه حلال است که مورد سفارش معصومین (ع) و علمای ربانی بوده است. دستورات فراوانی که در مورد تغذیه صحیح وارد شده است برای سلامتی جسم و روح انسان موثر می باشد. با رعایت اصول تغذیه اسلامی انسان دارای جسم سالم و روحیه ای پرنشاط خواهد شد که عمر طولانی علمای اسلامی که تغذیه ساده و سالم و منطبق بر اصول اسلام داشته اند تصدیق کننده این مسأله می باشد. ازجمله سفارش های اسلام در باب تغذیه استفاده از سبزی و میوه می باشد که تاثیر به سزایی در سلامت انسان دارد.

    در مورد استفاده از غذای حلال و طیب و پاک هم در قرآن سفارش شده و هم روایات متعددی وارد شده است. خداوند متعال در قرآن فرمود: «یا أیها الرسل کلوا من الطیبات و اعملوا صالحاً انّی بما تعملون علیم» (مومنون/51).  ای رسولان از غذاهای پاکیزه تناول کنید و به اعمال صالح بپردازید ، من به آنچه می کنید آگاهم. خداوند متعال در این آیه شریفه استفاده از غذای پاک و حلال را بر عمل صالح مقدم آورده و این را نتیجه آن ذکر فرموده است. تا خوراک بنده خدا حلال نباشد دل و جان او را به سوی طاعت و بندگی حق کشش نیست. رسول خدا در این باره فرموده اند: «خوراک خود را پاک و حلال کن تا دعای تو مستجاب شود.» (24). همچنین آیت الله العظمی بهجت (ره) در این زمینه فرموده اند: «خوردن غذای شبهه ناک و نیز خوردن غذای کسی که از حرام پرهیز ندارد اگرچه جایز است ولی انسان را مریض و از عبادت محروم می کند و یا سبب سلب توفیق می شود. (25)

      در فرهنگ اسلام خوردن هدف نیست تا فرد به هر وسیله ای چیزی به دست آورد و شکم خود را پر کند ،  شاهد این مسأله ، گفتار خداوند متعال در قرآن کریم است که هر جا از خوردن و آشامیدن سخن گفته است ، در ادامه دستوری الهی از قبیل به جا آوردن شکر نعمت ، انجام عمل صالح ، دوری از اسراف آمده است. اصل در اسلام رشد معنوی است و هرچه که مانع رشد معنوی انسان است ،  از خوردن آن نهی شده است .

 اما در سبک زندگی  غربی پر کردن شکم با هر غذایی و صرف لذت بردن از خوردن و مصرف غذای  گران قیمت و تجملاتی یک ارزش می باشد ،  و علت فراوان شدن فست فودها در غرب پر شدن سریع تر شکم می باشد. در فرهنگ غربی گاه نشستن اعضای خانواده دور هم برای غذا خوردن یک افسانه است. زیرا به نظر آنان وقت تلف می شود و باید به کارهای به ظاهر مهمتر پرداخت. اما در فرهنگ اسلامی سفارش شده که به نشستن سفره طول داده شود. که این طول دادن هم از نظر طبی به علت خوب جویدن غذا منجر به گوارش مناسب و کم شدن بیماری های شایع گوارشی می گردد و هم از نظر روحی جمع شدن اعضای خانواده دور هم تاثیر مثبت در روحیه افراد دارد و حتی ثابت شده دانش آموزانی که صبحانه را همراه خانواده خود صرف می کنند در آزمون های درسی نتیجه بهتری می گیرند. طبق آیه "فلینظر الانسان الی طعامه" (عبس/24) سفارش شده که انسان به غذای خود نگاه کند و با آن ارتباط برقرار کند و هدف فقط پرشدن شکم نیست. افزایش بیماری های گوارشی و موارد مرتبط با آن از جمله پیامدهای افزایش غذاهای فست فود و غذاهای ناسالم مانند سوسیس و کالباس و نوشابه می باشد. حتی افزایش بیماری های دهان و دندان هم از پیامدهای غذاهای به سبک غربی می باشد. همچنین مشکل همه چیز در سبک زندگی غربی علاوه بر مشکلات جسمی و بیماری های گوناگون، باعث به وجود آمدن رفتارهای ناهنجار و گاه غیراخلاقی می گردد. مثلاً خوردن گوشت خوک که علاوه بر بیماری های جسمی ، باعث بی غیرتی و افزایش جنایت و خیانت های جنسی می گردد که وضعیت نابسامان جوامع غربی امروز در این موضوع کاملاً واضح و آشکار می باشد و خود بهترین دلیل و برهان و شاهد می باشد. استفاده از گوشت هایی که ذبح شرعی نشده اند و استفاده از گوشت حیوانات حرام، مفاسدی دارد که بعضی از آنها هنوز توسط دانشمندان کشف نشده است. اما بی تردید خداوند طبق مصلحت و دلیل آنها را حرام کرده است. مسأله مهم دیگر استفاده از مشروبات الکلی در سبک زندگی غربی است که علاوه بر ایجاد بیماری های متعدد و آثار روانی مخرب، تاکنون منجر به قتل افراد بی گناه بسیاری گردیده است و این آثار منفی فراوان همه ناشی از دور شدن از مکتب الهی و تکیه دانش تک بعدی و متکی بر هوا و هوس می باشد.

     نتیجه گیری:

مقایسه سبک زندگی ایرانی اسلامی با فرهنگ غربی می تواند کمک کند تا انسان بیشتر به عظمت فرهنگ اسلامی ایرانی پی ببرد. زندگی اسلامی ایرانی چون از آموزه های وحیانی سرچشمه می گیرد بهترین سبک زندگی برای دنیا و آخرت می باشد. اسلام برای هرکاری روش مورد نظر خود را دارد و در جزئی ترین امور هم نظر داده است و چون خداوندی که خالق انسان است و بهتر از خودش انسان را می شناسد بهترین دستورات را برای زندگی ارائه داده است. تمدن عظیم ایرانی هم با تجربه ای عظیم و گرانسنگ در مباحث اجتماعی با استفاده از تعالیم وحیانی به رسیدن به اوج قله سبک زندگی کمک می کند و این از خدمات متقابل اسلام و ایران می باشد. اما در فرهنگ غربی چون فقط اندیشه انسان است انسانی که محدود است و فکر او محدود نمی تواند به همه جوانب سعادت بشر احاطه پیدا کند و طرحی ناقص و یک جانبه و صرفا مادی به بشر ارائه می دهد که نشانه این نقص، این همه مشکلات و معضلات عظیم فردی و اجتماعی و مفاسد اخلاقی فراوان در جوامع غربی می باشد و جامعه ایرانی اسلامی ما باید از این مرداب و منجلاب که غرب در آن گرفتار شده است درس بگیرد و با جدیت هرچه بیشتر در بکارگیری دستورات فرهنگی غنی اسلامی ایرانی بکوشد. هدف اسلام در سبک زندگی رسیدن به رشد معنوی و مادی و آباد ساختن دو سرا و خدمت به خود و دیگران و تقرب به درگاه الهی است اما هدف غرب در سبک زندگی تامین نیازهای صرفا مادی و لذت جویانه انسان تک بعدی است.

پی نوشت:

1.    شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، قم ، 1388، ص 697

2.    مرتضی مطهری  ، خدمات متقابل اسلام و ایران ، قم ، 1357 ، ص 51

3.    همان ص 327و328

4.    عباس شفیعی، سبک رهبری امام خمینی (ره)، قم،  1387، اول  ، ص 6

5.    محمدباقر پور امینی، سبک زندگی، مشهد، 1392، ص 17

6.    ناصر مکارم شیرازی ،  تفسیر نمونه، تهران، 1387،  ص 328

7.     محمدرضا پیوندی و همکاران، راه و رسم جوانی ،قم ، 1391، ص 142

8.    همان، ص 142

9.    همان ،ص 132

10.                 جواد محدثی  ، اخلاق معاشرت ، قم، 1386، ص 13

11.                همان ص 15

12.                 محمد دشتی ، ترجمه نهج البلاغه، قم، 1380، ص 259

13.                عبدالله جوادی آملی، 1391، مفاتیح الحیاه، قم، اسراء ، ص 209

14.                همان ، ص 209

15.                حمزه کریم خانی ، اخلاق خانوادگی عارفان، قم ، 1389، ص3  

16.                همان، ص 34

17.                محمدرضا پیوندی و همکاران، راه و رسم جوانی ،قم ، 1382، ص 132

18.                محمد حسین طباطبایی، ترجمه سنن النبی ( احمد جانپور) ، مشهد،  1388، ص 81

19.                محمدباقر مجلسی ، حلیه المتقین، قم، انتشارات پیام علمدار ،1391، ص 12

20.                 عبدالله جوادی آملی، 1391، مفاتیح الحیاه، قم، ص 162

21.                محمدباقر پور امینی ، سبک زندگی، مشهد، ، 1392، ص 72

22.                عبدالله جوادی آملی، 1391، مفاتیح الحیاه، قم، اسراء ، ص194

23.                همان ، ص 209

24.                ابراهیم کاظمی خوانساری، ، توصیه های پزشکی عارفان ، قم، ، 1389

25.                همان ، ص 21

منابع:

قرآن کریم

پور امینی، محمدباقر، سبک زندگی، مشهد، قدس رضوی،1392، دوم

پیوندی، محمدرضا و همکاران،  راه و رسم جوانی، قم، انتشارات زمزم هدایت ،1391 ، اول

جوادی آملی، عبدالله ، مفاتیح الحیاه، قم، اسراء ،1391 ، هفتاد و چهارم

دشتی، محمد ، ترجمه نهج البلاغه، قم، انتشارات مومنین ، 1380، سوم

شفیعی، عباس، سبک رهبری امام خمینی (ره)، قم، انتشارات امیر کبیر، 1387، اول.

طباطبایی، محمدحسین، ترجمه احمد جانپور، سنن النبی، مشهد، انتشارات استوار، 1388، اول

قمی ، شیخ عباس ، مفاتیح الجنان، قم، انتشارات زائر، 1388، هفتم

کاظمی خوانساری، ابراهیم ، توصیه های پزشکی عارفان ، قم، انتشارات عطر یاس، 1389، دوم

کریم خانی، حمزه ، اخلاق خانوادگی عارفان، قم، انتشارات عطر یاس، 1389، اول

مجلسی؛ محمدباقر ، حلیه المتقین، قم، انتشارات پیام علمدار ،1391، پنجم

محدثی  ، اخلاق معاشرت ،  قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه قم ،1386، سیزدهم

مطهری ، مرتضی ، خدمات متقابل اسلام و ایران ، قم ، دفتر انتشارات اسلامی ،1357، هشتم

مکارم شیرازی، ناصر،  تفسیر نمونه، تهران، دار الکتاب الاسلامیه ، 1387،سی و ششم